در سینه ات نهنگی می تپد

28 06 2008

در سینه ات نهنگی می تپد

 

این که مدام به سینه ات می کوبد،قلب نیست،ماهی کوچکی ست که دارد نهنگ می شود.

ماهی کوچکی که طعم تنگ آ زارش می دهد وبوی دریا هوای اش کرده است.

قلبها همه نهنگانند در اشتیاق ا قیانوس.اما کیست که باور کند که در سینه اش نهنگی می تپد!؟

آدمها،ماهی ها را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه.اما ماهی وقتی در دریا شناور شد ماهی است و قلب وقتی در خدا غوطه خورد،قلب است.

هیچکس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد،تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری ؟

و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود  و وقتی قلب خلاصه می شود و ادم قانع.

این ماهی کوچک،اما بزرگ خواهد شد و این تنگ،تنگ خواهد شد و این اب ته خواهد کشید.

تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس.کاش راه ابی به نا منتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی.کاش ….

 

عرفان نظر آهاری


کارها

اطلاعات

دیدگاه‌تان را بنویسید: